|
از هیاهوی وازه ها خستم من سکوتم را از اُ راق سپید آموختم . آیا سکوت روشن ترین واژه ها نیست ؟ همیشه در خلوت مرگ را مجسم دیدم آیا مرگ خونسرد ترین ِ وازه ها نیست ؟ تاچشم گشودم از چشم زندگی افتادم. شبی – شاید امشب- زیر ِ نور ِِ یک واژه خواهم نوشت نام ِ خونسرد ِ معشوقه ام را بر حواس پنج گانه ام خال خواهم کوفت . و هم زمان پایین ِ آخرین برگ ِ خاطراتم خواهم نوشت : پایان پی نوشت1 : سلام ای غروب غریبانه دل . سلام ای طلوع سحرگاه رفتن . سلام ای غم لحظه های جدایی .خداحافظ ای شعر شبهای روشن .خداحافظ ای شعر شبهای روشن خداحافظ ای قصه عاشقانه خداحافظ ای آبی روشن عشق خداحافظ ای عطر شعر شبانه خداحافظ ای همنشین همیشه خداحافظ ای داغ بر دل نشسته تو تنها نمی مانی ای مانده بی من تو را می سپارم به دلهای خسته تو را می سپارم به مینای مهتاب تو را می سپارم به دامان دریا اگر شب نشینم اگر شب شکسته تو را می سپارم به رویای فردا به شب می سپارم تو را تا نسوزد به دل می سپارم تو را تا نمیرد اگر چشمه واژه از غم نخشکد اگر روزگار این صدا را نگیرد خداحافظ ای برگ و بار دل من خداحافظ ای سایه سار همیشه اگر سبز رفتی اگر زرد ماندم خداحافظ ای نوبهار همیشه...شعر با صدای خواجه امیری کلیک کنید. پی نوشت2: بازم چیزی ندارم بگم فقط یه آهنگ از بنیامین دارم که می تونید روی ایران سانگ گوش کنید پی نوشت۳ : شبیه برگ پاییزی پس از تو قسمت بادم خداحافظ ولی هرگز نخواهی رفت از یادم خداحافظ و این یعنی در اندوه تو میمیرم در این تنهاییه مطلق که می بندد به زنجیرم ،و بی تو لحظه ای حتی دلم طاقت نمی آرد و برف ناامیدی بر سرم یکریز می بارد چگونه بگذرم از عشق از دلبستگی هایم ؟ چگونه می روی با اینکه می دانی چه تنهایم ؟ خداحافظ تو ای همپای شبهای غزل خوانی ، خداحافظ به پایان آمد این دیدار پنهانی ، خداحافظ بدون تو گمان کردی که می مانم ؟ خداحافظ بدون من یقین دارم که می مانی .
|